
درد نامه
ارسالکننده : * گـــل نرگس * در : 96/10/21 2:17 صبح
بسم الله الرحمن الرحیم
می دانی چیست ؟! نوشتن همیشه مرهمی بر حرف های ناگفته ای بود که همیشه در سینه پنهانشان می کردم ...
یک وبلاگ قدیمی هم می شد سنگ صبور نوشته های چندین و چند ساله ...
می دانی چیست ؟! همیشه از کنارم رد می شدند و متن ها و قلمم را تحسین می کردند ، گه گاه خون دل نوشته ها می شد برگزیده ی این مجله و آن مجله و گه گاه ...
اما هیچ وقت ، هیچ وقت و هیچ گاه کسی ندانست تا نشستن به انتظار خوابیدن همه ، برای باز کردن یک لب تاب قدیمی و خریدن یک خواب آرام به بهای اشک ریختن به پشت همین کلید هایی که تند تند رویشان می زنم چقدر درد دارد ...
هیچ کس نفهمید که من هیچ گاه تایپ سریع ده انگشتی را در هیچ کلاسی نیاموختم ...
هیچ کس نفهمید که ناخودآگاه دانستن جای کلید ها ، حاصل شب بیداری هایی به درد است ...
به دردی که هیچ کس نفهمید ...
هیچ کس نفهمید پف زیر چشم هایم ، صبح ها از بی خوابی دیشب نیست ...
هیچ کس درد ِ خواب های نداشته ی این سالهایم را نفهمید ...
هیچ کس ...
می دانی چیست ؟!
یک وقت هایی اد لیستت هرچقدر بلند و کانتکت هایت هرچقدر بیشتر باشند ، تنها تری ...
هی متن هایت را فروارد می کنی و هی برایت استیکر آفرین و احسنت و واااو وِری گود می فرستند ، جماعتی که حوصله ی تایپ کردن نیز هم ندارند ...
این جماعت حوصله ی خودشان را هم ندا
برچسب:
نویسنده: آرتین میرزاپور
تاريخ: سه
شنبه
26 دی
1396 ساعت: 12:24